|
!!Рады бога сделай что-нибудь для этого |
تلفن زنگ می زند و اعلام می شود که از طریق رایزنی فرهنگی ایران در مسکو در نظر است یک گروه تعزیه جهت اجرا دعوت شود . دقیقه ی نود است. همه چیز باید یک جوری جفت و جور شود !! خب ما این وسط چکاره ایم؟ . مثل همیشه : جان خودت یه کاریش بکن !! نه می توانی درخواستشان را رد کنی ، و نه می توانی این زبان مو در آورده را بچرخانی که : .... بخودت میگوئی ولش کن ، چه فایده دارد؟ میخ آهنین نرود در سنگ . از سخن گفتن در باره کمبود وقت و عدم برنامه ریزی مناسب و تصمیمات یک شبه دیگر خسته شده ام. الهی به امید تو ." دیگه از کی کمک بخوای جز خدا ؟ میگی آی خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا. " ( این جمله از نمایشنامه ی " اسماعیل ، اسماعیل " جمشید خانیان است ) . تنها خواسته ای که از آنان دارم این است که تمام کار را یکجا به من بسپارند و کار را شورائی نکنند. تا نکبت کار در نیاید.
تلفن را بر میداری و شروع به زنگ زدن میکنی ؟ میخواهی بدانی که کجا یک سالن با صحنه ی گرد وجود دارد و حاضر است با ما همکاری کند . به مرکز تئاتر میرهولد تا اتحادیه ی کارکنان تئاتر روسیه تا هر سالن و مرکزی که می شناسی زنگ می زنی ، حالا دیگر دست ات برای همه رو شده است ، وقتی صدای تو را از پشت تلفن می شنوند ، می فهمند که " اسماعیل " کارش یک جائی گیر افتاده و دست به دامان آنها شده است و میخواهد خواهش کند که :" جان خودتان یک کاریش بکنید " . آنها هم دیگر حوصله ی اینکه به من بگویند که : " پدر جان تغار ماست نیست که هم اش بزنیم ، برای سالن ها حداقل 6 ماه پیش برنامه ریزی شده است " ، ندارند.

بعد از کلی گشت و گفتگو ، میرسیم به استفاده از معاملات فرهنگی !! به ازای اینکه یک گروه تئاتر روسیه را به جشنواره ی فجر اعزام کرده ایم ، از آنها میخواهم که : "مردانگی کنند و دست ما را از توی پوست گردو در آورند ". مردانه می پذیرند و سالن تئاترشان را که چیزی شبیه تالار مولوی است ، در اختیارمان قرار می دهند. مردانگی تا این حد که برنامه ی 3 روزشان را از ظهر، به عصر منتقل می کنند تا " نه نگفته باشند " . اجرای برنامه ی نمایشی در ساعت 12 ظهر ، از آن کار هاست که شاخ همه را در می آورد . طبق سنت تئاتری روسیه ، تمام نمایشها از ساعت 7 بعد از ظهر آغاز می شود و من تصمیم میگیرم که اجرای تعزیه را به ساعت 5/11 صبح موکول کنم . ریسک بزرگی است ، اما تصمیم گرفته ام بجای شلوغ بازی های معمول ، کار را در زمانی قرار دهم که فقط آنانی که از ته قلب مایلند تعزیه را ببینند ، به سراغ تعزیه بیایند. این ریسک اینقدر بزرگ است که خود مدیران تئاتر و مسئولان رایزنی فرهنگی نیز نمی توانند نگرانی خود را از عدم استقبال تماشاگران پنهان کنند. می گویم میخواهم برای یک بار هم که شده ، متخصصان و نخبگان را دعوت کنیم ، زیرا تعزیه برای اولین بار است که به این دیار می آید و لازم است قبل از تماشاگران عادی ، متخصصان تئاتر بدیدار آن بیایند و اگر آنرا نمایشی " نیک " یافتند ، قطعا به دیگران نیز منتقل می کنند و برای دفعه ی بعد ، خود تماشاگران سراغ این نمایش دیرین ایرانی را خواهند گرفت. از خدا که پنهان نیست ، از شما چه پنهان خودم هم نگرانی شدیدی داشتم ، اما مقاومت کردم . زیرا می دانستم که نگاهم منطقی و درست است . یک متن معرفی نامه برای تعزیه آماده کردم و توسط روابط عمومی خود سالن تئاتر به تمام مراکز تئاتری و رادیو ها و شبکه های تلوزیون و نشریات ارسال کردیم . انصافا کار تبلیغاتی روابط عمومی تئاتر " مدرسه ی نمایشنامه ی معاصر " بی نظیر بود. اهالی تئاتر و منتقدان و حتی دانشجویان زبان فارسی شروع به ارسال درخواست جا کردند و .... . در روزهای 22 و 23 و24 فوریه در حالی که سرمای مسکو به بالای 25 درجه زیر صفر رسیده بود ،
روزهای خوبی برای تئاتر و فرهنگ ایران زمین و تعزیه شد . استقبال از تعزیه بهمراه بازتاب های رسانه ای آن بقدری زیاد بود که مسئولان رایزنی فرهنگی ایران اعلام کردند که در تمام مدتی که کار فرهنگی در این کشور انجام داده اند ، چنین استقبال و بازتابی را تجربه نکرده بودند. 7 کانال تلوزیونی گزارش و نقد و خبر و حتی تیزر خود ساخته ، پخش کردند و مطبوعات همچنان در باره ی آن می نویسند و تحلیل می کنند.
گروه به سرپرستی رحیم سیاهکار زاده و به معین البکائی سید عظیم موسوی دعوت شد . و اعضای گروه انصافا از کار کشته های تعزیه بودند ، بجز طبل نواز آنها که او را از ارکستر مسکو دعوت کردیم و جوانی است یهودی و از سولیست های اپرا. دعوت از این طبل نواز و نگرانی های او از همکاری با مسلمانان آنهم از نوع ایرانی اش ، نکات با مزه ای را در خود دارد که در این مقال نمی گنجد . فقط در یک جمله بگویم که روز اول از ترس داشت دق می کرد. تبلیغات سیاه ؛ آن چیزی است که مسئولان فرهنگی ما هنوز راه کاری برای آن نیندیشیده اند و در خوابند.
سخن را کوتاه می کنم و در زیر ترجمه ی مقاله ای را که هفته ی گذشته در روزنامه " فرهنگ " منتشر شده را ، به گروه تعزیه و علاقمندان به فرهنگ و هنر ایران زمین تقدیم می کنم.
*****************************

مردان هم گریه می کنند
در مسکو نمایش سنتی ایرانی را به نمایش گذاشتند
آلیسا نیکولسکایا
اخیرا تماشاگران پایتخت موفق شدند با یکی از قدیمی ترین نمایشگونه های شرقی یعنی تعزیه آشنا شوند. تعزیه ، ایین عزاداری ایران باستان و بینظیر ترین فرم نمایشی در مرزهای ایران است . بدون شک امروزه در این کشور علاقه مندی به شکل های دیگر تئاتری در حال رشد است ، بعنوان مثال در تهران فستیوال عظیم تئاتری "فجر " برگزار می شود. و نمایشنامه های ایرانی ای زیادی به اجرا در می آیند. یکی از آنها دوسال و نیم پیش در جشنواره ی " درام جدید " در روسیه شرکت کرد. این نمایش " سه کلبه ی کوچک " نام داشت و قهرمانان آن ، کسانی بودند که در تعزیه بازی می کرده اند و شرح می دادند که این موضوع (بازی در تعزیه ) چگونه بر زندگی شخصی آنان تاثیر گذاشته است. با این وجود دیدن اینکه تعزیه ی اصلی چیست و چه می کند جالب توجه تر بود.
تعزیه یک نمایش خالص نیست بلکه چیزی است بین تئاتر و عبادت . از ابتدا تعزیه بعنوان یک عمل خیابانی در نظر گرفته شده بود ولی به مرور زمان در سالنهای ویژه ای که برای این منظور تهیه شده بود به اجرا درآمد.
تعزیه به وقایع زندگی امام حسین (ع)، نوه ی پیامبر اختصاص دارد. و درباره ی مبارزه با جنگجویان خلیفه یزید و در نهایت قتل تراژیک امام سخن می گوید. سوژه های تعزیه حدود یکصد عدد می باشد که هریک از آنها به یکی از وقایع اشاره دارد . تمام این وقایع بصورت شعر نوشته شده است. پرسوناژ ها در آن به دو دسته ی " خوب ها " و " بدها " تقسیم می شوند. آنها از طریق طیف های رنگی ویژه و رفتار های بازی مشخص می شوند : اگر قهرمان " خوب " است ، پس سخنانش به آواز ادا می شود و اگر " بد " است ، بطور ساده سخن می گوید. در تعزیه بازیگران حرفه ای ( آنگونه که در تئاتر مطرح است ) بازی نمی کنند، بلکه طبق قاعده خود افراد بر اساس نیاز شخصی برای بازی در تعزیه اعلام آمادگی می کنند و قاعدتا برای بازی در آن پولی طلب نمی کنند. بسیاری از آنان بازیگری در تعزیه را از کودکی آغاز می کنند ، ابتدا نقش قهرمانان خرد سال و سپس بزرگسالان را بازی می کنند و به همین ترتیب نقش دیگران را بر اساس سن و سال خود بازی می کنند. نوع شخصیتی که بازیگر نقش آنرا بازی می کند ، تا آخر زندگی بازیگر بعنوان نقش اصلی او حفظ می شود، مثلا اگر بازیگر تعزیه نقش منفی بازی کند ، تا آخر نیز باید همین نقش را بازی کند. (یکی از ویژگیهای بازیگری تعزیه این است که ) هر بازیگر تعزیه لازم است که بین خود و نقش فاصله ایجاد کند و این موضوع را به تماشاگران اعلام کند که "این منم و این قهرمان و نقش من است و من همانند نقشم نیستم ". در این نمایش استثنائا مرد ها بازی می کنند زیرا این نمایش سیستم اجتماعی ایران را بازتاب می دهد ، در اینجا بیشترین تعداد تابوها در خصوص زنان است . در سالهای اخیر گروه های جوان تئاتری تلاش می کنند بر موارد قدغن شده غلبه کنند که بی حاصل است !! زیرا فرم تعزیه که طی صد ها سال مورد رعایت بوده تغییر نکردنی است.

بعنوان یک ایده ، دعوت از چنین نمایشهائی ( معمولا ) انجام نشدنی است و در حقیقت تماشاگران پایتخت شانس آوردند که به یمن ارتباط موفقیت آمیز تئاتر " مدرسه ی نمایشنامه ی معاصر " با معرفی کنندگان این نمایش (تعزیه ) ، موفق به تماشای تعزیه در مسکو شدند . تئاتر " مدرسه ی نمایشنامه ی معاصر " بعنوان میهمان در ایران حضور پیدا کرده بود و اجرای نمایش تعزیه در مسکو در حقیقت بعنوان " تبادل مهمانی " ( پس دادن مهمانی ) رخ داد .
برای تعزیه دکوراسیون ویژه ای لازم نیست، فضا در غایت بی چیزی است . در عوض لباس ها بسیار باشکوه است . و هر حرکت و قطعه در آن دارای معنی و مفهوم خاص است. در کنار بازیگران ، در تعزیه نوازندگان نیز حضور دارند و نمایش بهمراه موسیقی زنده اجرا می شود.
در سالن تئاتر " مدرسه ی نمایشنامه ی معاصر " سه اجرا از تعزیه به نمایش گذاشته شد : " حر " ، " مسلم " ، و " عروسی قاسم " .
در نمایش اول در باره فرمانده نظامی دشمن که به امام حسین روی آورده و در حمایت از وی کشته شده است ، شرح داده می شود. در نمایش دوم به موضوع کشته شدن و مجازات پسر عموی امام پرداخته می شود و نمایش سوم به برادرزاده ی جوان امام که تقاضای رفتن به میدان جنگ را دارد اختصاص داده شده است ، جوانی که بدون در نظر گرفتن آماده سازی مراسم ازدواج این تصمیم را گرفته است.
بدون درنظر گرفتن اینکه تعزیه ، نمایش احساس مذهبی است ، برای افرادی که دور از این مشخصه قرار دارند این نمایشگونه توسط تلفیق جذاب سادگی ای که روی صحنه رخ می دهد و ایمان جدی اجرا کنندگان در آنچه که بازی می کنند ، همچون یک تئاتر اصیل بنظر می آید. بدون در نظر گرفتن "فاصله گذاری معروف " ( موجود در تعزیه ) ، هر یک از بازیگران در نقش قهرمان خود زندگی می کند ، با آن رنج می برد و خوشحال می شود . زیبائی حیرت آور صدا ها ( ی بازیگران ) که آواز های ملی پیچیده را بروز می دهد ، انرژی دیوانه وار و حضور سبک ، همه ی اینها اجرا کنندگان تعزیه را از دیگران ( دیگر بازیگران تئاتر ) ممتاز می کند،
و گاهگاهی عدم تحرکی را که در صحنه بوجود می آید ( آواز ها ) از بین می برند. البته عملا در صحنه اعمال صحنه ای بسیار کم است و وقایع اصلی در حارج از صحنه ( خارج از دید تماشاگران ) رخ می دهد. اما این عمل نیست که ( تماشاگران را ) جذب می کند بلکه جوهر ( تعزیه ) است.
Мужчины тоже плачут
В Москве показали традиционный иранский театр
Алиса НИКОЛЬСКАЯ
Недавно столичная публика смогла познакомиться с одним из самых старинных восточных представлений: Тазийе.
Тазийе, древнеперсидский обряд оплакивания, - это единственная узаконенная на государственном уровне форма театрального действа, существующая в Иране. Безусловно, в этой стране сегодня возрастает интерес и к другим видам театра: неспроста в Тегеране провод

ится крупный международный фестиваль "Фаджр" ("Вспышка"), и появляется все больше небольших коллективов, играющих современные иранские пьесы. Один из таких приезжал в Россию два с половиной года назад: на фестивале "Новая драма" в Санкт-Петербурге театральная группа "Таджробе" показывала спектакль "Три домика", герои которого - люди, играющие в Тазийе, рассказывающие о том, как это повлияло на их жизнь. Тем интереснее было увидеть, что представляет собой это самое зрелище в первоисточнике.
Это не театральное представление в чистом виде, а нечто среднее между театром и богослужением. Изначально Тазийе считалось уличным действом; со временем его стали играть в помещении, специально выстроенном для этих целей.
Представления Тазийе рассказывают о событиях из жизни имама Хусейна, внука Пророка, его сражениях с воинами калифа Йасида и трагической гибели. Сюжетов существует более ста, каждый посвящен конкретному событию; все истории написаны в стихах. Система персонажей предельно проста: есть "хорошие" и "плохие". Различаются они с помощью специальной цветовой гаммы и манеры игры: если герой "хороший", он поет, если "плохой", то просто говорит. В Тазийе не играют профессиональные актеры: как правило, люди сами приходят к потребности работать в таких представлениях и, соответственно, не получают за это денег. Многие начинают играть в Тазийе с детства - сначала юных героев, потом тех, кто старше, и далее по нарастающей. "Амплуа" закрепляется на всю жизнь: если человек играет злодея, то он обречен делать это всегда. Что заставляет каждого исполнителя отстраняться от персонажа и объявлять об этом: вот я, а вот мой герой, и я не похож на него.
Играют исключительно мужчины. Ибо эти представления отражают общественную систему Ирана: здесь самое большое количество табу связано с женщинами. В последние годы молодые иранские театральные коллективы пытаются обходить запреты, и небезуспешно. Но Тазийе имеет неизменную форму, соблюдаемую столетиями.
По идее, гастрольные выезды с такими спектаклями не приняты. Так что столичному зрителю, можно сказать, повезло: благодаря успешному контакту Театра "Школа современной пьесы" с иранскими представителями Тазийе увидели в Москве: после гастролей "ШСП" в Тегеране случился своего рода "гостевой обмен".
Для Тазийе не требуется специальных декораций - пространство предельно аскетично. Зато костюмы сделаны роскошно. И каждый оттенок, каждая деталь имеют значение. Помимо актеров, в Тазийе принимают участие музыканты - спектакль идет под живую музыку.
На сцене "ШСП" были показаны три представления: "Хорр", "Мосаллам" и "Свадьба Касема". В первом рассказывается о вражеском военачальнике, перешедшем на сторону имама Хусейна и погибшем за него; во втором - о казненном двоюродном брате имама; в третьем - о юном племяннике имама, пожелавшем пойти на войну, несмотря на только что состоявшуюся женитьбу.
Несмотря на то, что Тазийе - зрелище религиозного толка, для людей, далеких от этой специфики, представление выглядит настоящим театром. Подкупающим сочетанием наивности происходящего и истовой веры исполнителей в то, что они играют. Несмотря на пресловутое "отстранение", каждый вживается в своего героя, переживает и радуется с ним. Удивительной красоты голоса, выводящие замысловатые национальные песнопения, сумасшедшая энергетика, легкость существования - все это отличает исполнителей Тазийе. И искупает временами возникающую монотонность - ведь на сцене очень мало фактических обозначений действия, основные события происходят "за кадром". Но увлекает не действие, а суть.